بچه بودم غصه وبالم نبود :)

بچه بودم غصه وبالم نبود :)
هیچکی حریفه شور و حالم نبود:)
بچه بودم بادبادکای رنگی:)
دلخوشی هر روز و هر شبم بود:)
خبر نداشتم از دل آدما :)
چه بی بهونه خنده رو لبم بود :)
دیدگاه ها (۱۱)

dark love

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

برده عمارت جئون

اذان مغرب ب بچت یاد ندی مثل انسان رفتار کنهاذان صبح یادش مین...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

بچه ها من ناخواسته یکی رو ناراحت کردم البته من ناراحتش نکردم...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط