دیروز خونمون خالی بود عشقمو بردم خونه...

دیروز خونمون خالی بود عشقمو بردم خونه...
شروع کردیم به عشق و حال کردن...
داشتم ازش لب میگرفتم که یهو بابام امد تو...
عصبانی شد شروع کرد به دادو بیداد کردن...
عشقمو گرفت بردش تو حیاط و پرتش کرد وسط حیاط...
.
.
.
.
.
.
.
.
زد شکوندش و گفت اگه یه بار دیگه تو این خونه قلیون ببینم میکشمت...
حالا قلیون به درک یه فکری به حال خودت بکن با این افکار خرابت واااااالا...
دیدگاه ها (۹)

پارت ۶

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

سناریو ران پارت یک

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

چند پارتی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۶ | یه تصمیم برای آیندهچند هفته گذشت...آرا روزبه‌روز ب...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط