Roya:

Roya:
👉 💕 @mychichaklar 💕
با تو خوشبخت ترین مردِ جهانم نفَسَم
عشق دزدیده زِ من، تاب و توانم نَفَسم

گنگ و منگم،به خدا دستِ خودم نیست عزیز
خوره ی عشقِ تو افتاده به جانم نفسم

طاقتم کم شده محتاج به اینم همه وقت
در تنَت چشم خودم را بچرانم نفسم

مثلِ برنویِ پدر زنگ زده باور من
تا غزالم نرهیده ،بِچِکانم نفسم

عشق من جان و دلم نوبرِ آفت زده هی!
نگرانم، نگرانم، نگرانم نفسم

نکُنَد بند بِبُرّی و به من یاد دهی
تا که از دام تو خود را برهانم نفسم

خواستی لال بمانم و فراموش کنم
ای فراموشیِ در زیر زبانم نفسم

باغت آباد!تو گل دادی و من پیر شدم
فرصتی نیست زِ باغت بتکانم نفسم
دیدگاه ها (۳)

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

آنچه از عشق تو سامان کرده‌ام چشمِ تر است...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر میدهد از حا...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

حضرت سعدیسخنِ عشقِ تو بی آن که برآید به زبانمرنگِ رخساره خبر...

آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زدہ بر جسم و تن و روح و...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط