عشق دروغ رفته بودیم که دور از انظار دیگران ، ساعتی با سرگ

عشق دروغ رفته بودیم که دور از انظار دیگران ، ساعتی با سرگردانی یک عشق بی پناه ، زیر روشنایی مات ماه ، گردش کنیم ...

آسمان کاملا صاف بود . مهذا ، پاره ابری سیاه ، صورت نازنین ماه را ، در سیاهی خود ناپدید کرد ... گفتم : آسمان به این صافی ، معلوم نیست این قطعه ابر سیاه ، از گریبان ما چه می خواهد ، ... اشاره به ابر کرد ، آهی کشید وگفت : آن ؟
آن ابر نیست ! عصاره است . عصاره ی ناله های پنهانی عشاق واقعی است ... روی ماه را پوشانده است ، تا ماه شاهد عشق دروغ من و تو نباشد
دیدگاه ها (۲)

تصمیم گرفت خاطرات گذشته‌اش را بنگاردو به خدمت سرنوشت سازانش ...

جنس مخالف یا مکمل؟!اما هیچ گاه نگفتند مخالف یعنی چه؟!آیا واق...

آری از پشت کوه آمده امچه میدانستم اینور کوه باید برای ثروت ح...

خانم معلّمی وارد کلاس شد. تصمیم داشت از علم روانشناسی که آمو...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

p6

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

پارت پانزدهم

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

FALLEN ECHOESPart 10هیونجین تمام شب را بیدار ماند.عکس روی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط