ای که بی تو خودم تک و تنها می بینم

ای که بی تو خودم تک و تنها می بینم
هرجا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
قصه غربت تو قد صد تا قصه بود
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو آتیش میزنه
تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه های خیس مو دستای تو پاک میکرد
حالا اون دستا کجاست اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده لبه قصه های خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا پشت
یک پنجره مرد
آسمون سنگی شده
خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو آتیش میزنه
دیدگاه ها (۲)

آنچه به زندیگی معنا می بخشد ... نه در چشمان بی هویت هرزگی یا...

دوستان گلم شب بخیر

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم به خا...

سناریو تهیونگ

پارت ۳۰

پارت ۴۸

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

سناریو بی نظمی زیبا پارت۹

عشق پنهان

P9 .MY GOOD MISTAKE.

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط