خدایا یادت هست...؟!

خدایا یادت هست...؟!
دستشو گرفتم آوردم پیشت
گفتم من فقط اینو میخوام
گفتی اینکه خیلی کمه!
بهتر از اینو برات گذاشتم کنار...
پامو کوبیدم زمین و گفتم من همینو میخوام
گفتی آخه نمیشه
قول اینو به کس دیگه ای دارم...
دیدگاه ها (۱)

Part ⁴⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:او...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_45تمام بدنم داغ کرده بود ..پ...

بیست و یکظهر تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم ج...

من اینو با تمام وجودم حس کردم زمانی که نصفه شب دکتر فاطمه او...

چند پارتی (درخواستی)

بچه‌ها باید بگم امروز خیلی ناراحتمبخاطر اینکه بعد از یکماه ج...

وقتی مریض بودی ولی …

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part18سعید اومد تو اخمی کرد سعید:چرا نشستی بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط