همه ی مان می دانیم

همه ی مان می دانیم
زندگی بالا و پایین دارد
هم خوشی دارد و هم ناخوشی
اما گهگاهی از یادمان می رود
عشق
ماهیتش طراوت است و تازگی ...
اما نمی دانیم
هنرِ زندگیـو مراقب ِ را ... !!

که غرقِ این روزمرگی ها اگــر شویم ؛
غرق در این عادت ها ...
اگر از همین حالا
امیدی برایِ فرداهایمان
نـسازیم
همان بهتر که یک گوشه ای
گوشه ترین گوشه ای...
سرمان را
بگذاریم
و آرام و خیلی بی صدا
بمیریم ... !
هنرِ زندگی و مراقبه را نمی دانند
آنها که لعنتی می نامنش
زندگی را می گویم
آنها که کم می آورند
خودشان تلاشی برای
هنرنمایی نکرده اند
آنها که عشق را قصه ای بیش نمی نامند
خودشان بزرگترین
بازیچه ی دستِ روزگارند.

زندگی یعنی
ما ...
بــــاید هــر روز
که می آید
دلیلی برایِ خندیدن
کنارِ بغض های
گاهی ترکیده شده ی مان
داشته باشیم
بـــــاید !
دیدگاه ها (۵)

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

نقدی بر سینمایی «رخ نیلو»

بسم الله الرحمن الرحیم حقیقتِ شنیدن :در کل کره زمین، فقط تعد...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

p18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط