خدا را چه دیدی ؟

خدا را چه دیدی ؟
شاید یک روز
در کافه ای دنج و خلوت ،
این کلمه ها و نوشته ها صوت شوند
برای گوش های تــــــــو ...
ک روی صندلی روبروی من نشسته ای
و برای یک بار هم که شده ،
چای تو سرد می شود
بس که خیره مانده ای ب من ...
دیدگاه ها (۲)

#نماز اول وقت🥲 با خدا زَدوبَند کنید،مطمئن باش که همش سوده🥲🫀ب...

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

پارت 1

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط