پسري عاشق دختري بود دختر هميشه به او جواب رد ميداد ..

پسري عاشق دختري بود دختر هميشه به او جواب رد ميداد ..
يه شب پسر تصميم گرفت عشق خودشو ثابت کنه به دختره گفت يا مال من باش يا خودکشي ميکنم دختره سر حرفش بود و باز هم جواب رد داد ...
پسر بعد از شنيدن جواب منفي به خودش بنزين تزريق کرد و تا چند هفته به کما رفت بعد از مدتها بهوش اومد همون روز دختر رو بالاي سرش ديد که به ملاقاتش اومده بود
ديگه عشق اون پسر به نفرت تبديل شده بود
چاقوي جراحي رو برداشت تا دختر و بکشه
تو راه رو بيمارستان دونبال دختر ميدويد تا آخر سالن بيمارستان دختره رو گرفت.......
آقا تا چاقو جراحي رو برد بالا که بزنه به قلب دختره يهوپسره بنزين تموم کرد حالا پمپ بنزينم اون نزديکيا نبود هيچي ديگه هيچکسم تو اين گروني بهمون بنزين نداد دختره خيلي شانس اورد .......
خلاصه خدارو شکر عمه هم ندارم به روحم هيچ اعتقادي ندارم
دیدگاه ها (۱۳)

dark love

the missing link part¹³همون موقع گوشی ووجین زنگ خوردعصبی با ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣29🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا کفشات رو نگه داش...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:2ـــــــــــــ...

پارت ۱ #پشت غرورتلندن.صبح زود بود و اِما با عجله توی خیابون ...

.قتل. پارت چهارم

چند پارتی پارت ۱ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیصدای قدم‌های دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط