بآیَد خودَم را بِبَرَم خآنہ

بآیَد خودَم را بِبَرَم خآنہ
بآیَد ببرم صورَتش رآ بشویَم
بِبَرَم دِراز بڪِشَد
دِلداریَش بدَهم ڪہ فِڪر نَڪُنَد
بگویَم ڪہ میگذَرد ڪہ غُصِہ نَخورد
بآیَد خودَم را بِبَرَم بخوابَد
مَن خَستِہ اَست...
دیدگاه ها (۲)

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

خواستم برایش بنویسماز دوری و دلتنگیازاین همه نبودن‌هایشاز بل...

عاشقانه های شبنم

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

پارت ششمآسا:اه...چان...فقط امیدوارم حق با تو باشهچان انگشت ه...

Seventeen

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش اول_ _سردرگم هستم. با خودم در جنگم.می‌خواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط