کوک شوهر کینه ای Part 3

دوسال گذشت


خواهرش هم دوسم داشت باهام مثل رفیقش رفتار میکرد دختر لیا هم فکر میکرد من مادر واقعیش هستم و همیشه بغلم میکرد و دوسم داشت حتی چندبار سر بغل من با پدرش دعواش شد پدرو مادرم دیگه اونجا کار نمیکردن


ولی بعضی از افراد اون عمارت به خاطر کار پدر و مادرم بهم میخندیدن ولی هیچکسی نمیدونه اون دونفر پدر و مادر واقعیم نیستن



نمی‌خوام درباره کودکیم صبحتی بکنم هیچ آدمی نمیدونه من چی کشیدم حتی پدرو مادر الانم همه چی مثل زندگی تو رومان ها بود واقعا زندگی همه چی بهم داده بود با وجود کوک اما یه روز
دیدگاه ها (۰)

رومان روز برفی توضیحات ات: یہ دختر 19 سالہ خیلی زیبا با پوست...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پسر بد (67)

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.31(روایت از زبان ا.ت)چن...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

مꥇ𐇽یبوࡄــمت و نیست ازین𐨍 بوࡄــه گریزیتقصیر خود توࡄــت⃘ که ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط