‎یک شبی مجنون نمازش راشکست

‎یک شبی مجنون نمازش راشکست
‎بی وضو در کوچه لیلا نشست
‎عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
‎گفت یا رب از چه خارم کرده ای؟
‎بر صلیب عشق دارم کرده ای !
‎خسته ام زین عشق دل خونم نکن
‎من که مجنونم ،تو مجنونم نکن
‎مرد این بازیچه دیگر نیستم
‎این تو،لیلای تو ،من نیستم
‎گفت: ای دیوانه لیلایت منم
‎در رگ پیدا و پنهانت منم
‎سال ها با جور لیلا ساختی
‎من کنارت بودم و نشناختی
‎عشق لیلا در دلت انداختم
‎صد قمار عشق یک جا باختم
‎کردمت آواره ی صحرا نشد
‎گفتم عاقل می شوی اما نشد
‎سوختم در حسرت یک یا ربت
‎غیر لیلا برنیامد از لبت
‎روز و شب او را صدا کردی ولی
‎دیدم امشب با منی گفتم بلی
‎مطمئن بودم به من سرمیزنی
‎در حریم خانه ام در میزنی
‎حال این لیلا که خوارت کرده بود
‎درس عشقش بیقرارت کرده بود
‎مرد راهش باش تا شاهت کنم
‎صد چو لیلا کشته در راهت کنم
دیدگاه ها (۱۲)

Cieloپارت ۸از زبان جونگ کوکنمیدونم چراااا ولی از معامله شون ...

رمان تهیونگ

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.11ته جونگ:لعنتی......

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

KIM V

معاملهp3جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ خیره ماند.بعد نگاهش را ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط