دخترا رو یکی یکی بشمار

دخترا رو یکی یکی بشمار

نکنه گم بشن تُو این صحرا

پیر شدی عمه جون ولی تازه

شدی مثل جوونی ِ زهرا



داره شب میشه عمه ! برگردیم!

داره شب میشه بچه ها خستن

کاش اشکاتو پاک می کردی

کاش دستامونو نمی بستن



ما همه ش چند روزه اینجاییم

ولی دیگه نفس نمونده برات

چرا هیچی نمی گی پس عمه !

چرا زل می زنی به سمت فرات ؟



آخ عمه چه قدر تنهایی

آخ امشب چه قدر سنگینه

آخ عمه ببین سر ِ بابا

داره از نیزه ما رو می بینه
@akhare_zaman
دیدگاه ها (۱)

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هر روز صبح، وقتی سوار اتوبوس...

عکاسا یه چیزی دارن به اسم ISO؛ میزان حساسیت سنسور دوربین به ...

ریاکشن

این یه آهنگ روسیه... که به حرف خیلی ساده ولی عمیق میزنهگاهی ...

~🐿️💬 | صحبت‌های پایانی هوسوک در چهارمین کنسرت لس‌آنج*لسهوسوک...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

#تلنگرانه ‍ تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه‌ات اینه که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط