بش اهمیت ندادم و داشتم میرفتم ک ی دفعه جونگوو مچ دستمو با

بش اهمیت ندادم و داشتم میرفتم ک ی دفعه جونگوو مچ دستمو با عصبانیت گرفت
-هی ات کجا میری دارم بات حرف میزنم (عصبی)
+ولم کن
_چرا ازم فرا میکنی؟
چیزی نگفتم
-هی جوابمو بده چرا؟
+.............
چراااااااا (داد)
+چون ازت بدم میادددد(داد)
-چ..چی؟
+اره درست شنیدی حالم ازت بهم میخوره (داد)
+ولم کن
-ی کاری میکنم عاشقم شی
+خفه شووووو (عربده)
+گمشو فقط گمشو
دستمو از تو دستش محکم کشیدم بیرون
+اقای مین جونگوو من هیچوقت عاشقت نمیشم و مطمئن باش ک ت هم صادقانه عاشق من نیستی
ت لیاقتت بیشتر از منه
-من تو رو میخوام چرا نمیفهمی
+ت ک کلی خاطر خواه داری چرا چسبیدی ب من
-من؟ من خاطر خا دارم؟ من؟
+اره توووو
نمونش همین امروز صبح
فک نکن یادم رفته
-عصبی شدم
-بس کن ات
+چشم غره رفتم بش و بعد از چن دیقه زنگ خونه ب صدا دراومد و رفتم خونه بدون این ک کوچک ترین توجی بش بکنم
میدونم دارم ناراحتش میکنم والی نمیخوام گولش بزنم و بش الکی بگم دوست دارم وقتی ک ندارم
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

........//برده ی زیبا//........

Multi-Part: 4When you were pregnant, you went to the gym wit...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط