مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه،منو رها نمیکنه
شب که از راه میرسه غربتم باهاش میاد
توی کوچه های شب با صدای پاش میاد
من غمای کهنمو بر می دارم
که توی میخونه ها جا بزارم
می بینم یکی می یاد از میخونه
زیر لب مستونه آواز می خونه
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه ، منو رها نمیکنه
گرمی مستی میاد توی رگهای تنم
می بینم دل می خواد با یکی حرف بزنه
کی میاد به حرفای من گوش بده
مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه،منو رها نمیکنه
شب که از راه میرسه غربتم باهاش میاد
توی کوچه های شب با صدای پاش میاد
من غمای کهنمو بر می دارم
که توی میخونه ها جا بزارم
می بینم یکی می یاد از میخونه
زیر لب مستونه آواز می خونه
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه ، منو رها نمیکنه
گرمی مستی میاد توی رگهای تنم
می بینم دل می خواد با یکی حرف بزنه
کی میاد به حرفای من گوش بده
- ۱۰.۵k
- ۰۹ تیر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط