ای خاطره ی نیمه شبی، با تن تب دار

ای خاطره ی نیمه شبی، با تن تب دار
در سردی این هجر،مرا گرم نگهدار!

صیادی و دل، دام تو را،دانه ببیند
بیدل شده ام، در طلب مهر تو دل دار

سوزاندی و سر باز زدی، سر بنهادم
با جان و دل از بند وجودم سر این دار
دیدگاه ها (۳)

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

عاشقانه های شبنم

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و یکم: شورشِ کوچک و مراقبت‌هایِ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط