ویو ات

ویو ات
صدامو عوض کرده بود و کلفت
ات: ( خنده تمسخر امیز) ... چی فک کردی که میخوای کیم تهیونگو بکشی
ویو ته
اون کیه
کوک: ادمه تو عه
ته: ن
یونا: ب تو چه سر پیازی یا ته پیازی
ات: خود پیازم .... تو از صدات معلومه هول کردی نمیتونی تفنگ دس بگیری میخوای ادم بکشی
یونا: خودتو نشون بده تا ببینی میتونم یا ن
ات: باشه نشون میدم ببینم چه میکنی
( کل حرفاس ات با خنده بود)
ویو ات
ی جعبه پرت کردم سمت پشت دختره چون تاریک بود متوجه پرتاب نشد تا اینکه جعبه ب جعبه های دیگه بر خورد کرد صدا تولید شد
یونا: خ.خودوتو نشون بده دی دیگه نکنه ترسیدی( هول شده
ات: باشه
از پشت جعبه امدم بیرون
ویو تهیونگ
چیی اون مگه نگفتم‌نیا بیرونن
این چرا انقدر لج بازه صداشو تغییر داده چطوری اخه
ات: خب ببینم چه میکینی
یونا: چی تو دختری هه
ات دستشو کرد تو دهنشو تیکه های کارتونو برداشتو پرت کرد اون ور
یونا تفنگو سمتش گرف
ویو ات
تنفنگ ۷ تیره پس باید حداقل تا ۷
دیدگاه ها (۱۰)

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت سیزدهمصدای انفجار همه‌جا پیچید!ی...

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

مربی موتور سوار

#میکاپ_آرتیست_من

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

From Enmity to Love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط