#میکاپ_آرتیست_من

پارت⁸


ویو تهیونگ

بعد از اینکه به ات کمک کردم رفتم پیش اعضا و جریانو براشون تعریف کردم
و ری اکشن خاصی نشون ندادن


ویو ات
رفتم داخل اتاق همه ی اعضا برای میکاپ کردن که ....


جونگ کوک=ات نظرت چیه به کمپانی بگم اون پسره رو اخراج کنه

ات=درمورد چی صحبت می کنین؟

جونگ کوک=اولا ات منو جمع نزن ما باهم دوستیم لازم نیس اینقد رسمی حرف بزنیم
دوما جک

ات=چشم کوک ولی مهم نیس اونم یه خره دیگه

نامجون=ولی اگه ایجاد مزاحمت کرد چی؟؟

ات=مشکلی نیس می تونم کنار بیام

شوگا=اوکی ولی قول نمی دم اگه یه بار دیگه اینکارو با خواهرم کرد دندوناشو نریزم
جیمین =ات تو مثل خواهر ما هستی نمی تونم وایسیم و نگاه کنیم که پسره هرزه بیاد و برای تو ایجاد مزاحمت کنه

ات=پسرا واقعا ممنونم

جیهوپ=ات هر وقت چیزی لازم داشتی من هستم

جین=منو یادت نره ها

یونا=...........
دیدگاه ها (۰)

وقتی تولدت بودو..

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط