📚 #معرفی_کتاب | «سربلند»

📚 #معرفی_کتاب | «سربلند»

🔹وقتی کتاب «سربلند» را تمام می­کنی، به این نتیجه می­رسی که محسن انگار آدمی بود که حواسش جمع خیلی از چیزهای دور و بر ما بود. چیزهایی که ما به آن­ها توجه نمی­کنیم یا انجام بعضی از کارها را در شأن خودمان نمی­دانیم؛ ولی احساس می‌کنم، معادله شهادت، طور دیگری است. انگار خدا به همین کارهای ساده بیشتر از کارهای مهم اهمیت می­دهد. مثل کارهای ساده‌ای که محسن انجام می­داد و همان­‌ها شدند پله­‌هایی برای رسیدن به درب شهادت.

🔍 ادامه را بخوانید:
khl.ink/f/57331
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۷

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

«رایحه پنهان»این هیکل ظریف، بیشتر به یه دانشجو می‌خورد تا یه...

🖤 قفس سیاهپارت اول | قرارداد خونصدای باران، تمام عمارت را پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط