یک سال دیگر و یلدایی دیگر از راه رسید..

یک سال دیگر و یلدایی دیگر از راه رسید..
انگار به اندازه باز و بستن یک پلک بود..
دوباره قاب های روی طاقچه از همان شب می گویند؛
شبی که بهانه دور هم جمع شدن بود
همه و همه کنار هم در یک عکس..

#یلدا
دیدگاه ها (۱)

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شبصحبت از جان پیمبر به میان...

⇜ *مثل ونگوگی که شب های تاریکش رو با ستاره ها نقاشی می‌کرد، ...

مادرم نیست

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

نوروز از کدام پادشاه افسانهای شروع شد

LESSON

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط