.

.
.
میخواهم در آغوش بگیرمت
آنقدر محکم که
جای عشقم روی تنت بماند
عطر تنم روی پوستت بماند
رد لبهایم روی بدنت بماند
جای انگشتانم روی اندامت بماند
تا همه ی اهالی این شهر بدانند
تنت تنها قلمروی من است ...

.
دیدگاه ها (۴)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

پارت پنج

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت پنجم: دفاعِ غیرمنتظرهته‌سوک به لبه‌ی میز تکیه داد و با ...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط