ڪاش میتوانستم خاموش شوم

ڪاش میتوانستم خاموش شوم
فنا شوم ، محو شوم
من از این روزگار خستـہ شدہ ام
از این لحظـہ هایے ڪـہ حال مرا نمے فهمند
و ڪند مے گذرند بیزارم ، من از تمام شایدها و بایدها متنفرم ...
دیدگاه ها (۳)

خدا لعنت کنه باعث و بانی گرونی رو...😔 😢

پاییز، رنگِ زندگیِ پُر غمِ من است؛من درک می‌کنم غمِ این سرخ ...

✨ زمان برای هیچ ڪس نه متوقف می شود نه بر می گردد ونه اضافه ...

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم!غافل از ...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

عاشقانه های شبنم

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط