چه کنم با غم خویش؟

چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد

شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش


و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست
دیدگاه ها (۰)

ناز کُنی؛ نَظر کُنی؛ قَهر کُنی؛ ستم کُنی گر که جَفا، گر که و...

دلم آرامش  وارونه می‌خواهد یعنی ش م ا ر ا⭐🎀

انکار نکن، عشق یه ابراز قشنگ است هر قدر که تکرار شود، باز قش...

✧رَفــــــْتٌ!!✧✧خِجٰالَتْ کِشٌیٓدَمْ بـگَمْ مَــــــــنْ هَ...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

چـیـزی در مـن گـمـشـده... رنـگـ بــاخـتـه... فـرامـوش شـده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط