بوی تو

بوی تو
بوی دست های خداست
که گل هایش را کاشته،
به خانه خود می رود.

تو که پیش منی
آفتاب انگار شوخی اش گرفته
زیر پیرهنم می دود
ماه انگار شوخی اش گرفته
و همین الان است که بیاید پایین
با ما بازی کند.

تو که با منی
صبحانه من لیوانی کهکشان شیری است
و تکه های تازه رعد و برق
در بشقابم برق می زند.
دیدگاه ها (۹)

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

The Joke That Broke Us

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط