داستان کوتاه

داستان کوتاه


دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند. آخر کــــار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه، صورت یکی شان کثیف و آلوده به خاکستر شده  و صورت آن یکی تمیز 

سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟

آن که صورتش کثیف شده به آن  یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همانند او تمیز است. اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گوید : حتما من هم کثیفم، باید خودم را تمیز کنم . 

حالا فکر کنید چند بار اتفاق افتاده کــــه دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگــران بـــه شستشو و پالایش روح خودمــان پرداخته باشیم .

"وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی است کمی باید به خودمان شک کنیم."
دیدگاه ها (۵)

⭕️ چرا جعفری سیگار می‌کشد؟!اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خ...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

🦐✨در یکی از خاص‌ترین صحنه‌های انیمیشن دو میگوی کوچک درباره چ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو بلولاک/:قفل آبی

پارت ۱۲ — چیزی که قرار نبود شروع شودبعد از آن روز، چند هفته ...

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

سلام و احترام 🌸 ⚠️ اول، خودت!✍️🏻 قرآن در آیه ۱۰۵ سوره مائده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط