سناریو بلولاک/:قفل آبی

سناریو بلولاک/قفل آبی

موضوع : وقتی که خوابن و ما موهاشونو با کش چهل گیس خرگوشی میبندیم یوهاهاهاهاهاااااا ...اهم

درخواستیه یکی از کیوتام

پارت : ۲~☆

رین:
رین وقتی بیدار میشه اول هنوز نصفه‌خوابه و متوجه چیزی نیست. میره سمت آینه، چند ثانیه به خودش خیره میشه و یهو دستش میره سمت موهاش و با اخم کمرنگی میگه: «...این دیگه چیه؟» دو تا خرگوشی رو باز می‌کنه و همون لحظه می‌فهمه کار توئه. با اخم میاد سراغت: «ا/ت. خیلی بیکار بودی، نه؟»

سائه:
سائه با دیدن خودش توی آینه فقط چند ثانیه سکوت می‌کنه. یکی از کش‌ها رو لمس می‌کنه و با یه نگاه کاملاً بی‌حوصله مثل همیشه میگه: «واقعاً؟» بعد موهاشو باز می‌کنه و بدون اینکه حتی عصبی بشه، میاد سمتت: «امیدوارم از شاهکارت راضی باشی.» ولی گوشه‌ی لبش یه ذره بالا رفته؛ خودش هم می‌دونه خنده‌داره.

هیوری:
هیوری وقتی چشمش به موهاش میفته، اول چشم‌هاش گرد میشه و بعد خودش هم خنده‌ش می‌گیره. «نهههه، تو واقعاً این کارو کردی؟!» جلوی آینه چند لحظه خودش رو نگاه می‌کنه و حتی یکی از خرگوشی‌ها رو دوباره مرتب می‌کنه: «خب... حداقل بد نشده.»

کاراسو:
کاراسو قبل از اینکه حتی آینه رو ببینه، از کشیده شدن موهاش متوجه یه چیز غیرعادی میشه. دست می‌بره بالا، موهاشو لمس می‌کنه و یه لبخند معنی‌دار می‌زنه. «هوم... پس دیشب یکی خیلی شجاع شده بوده.» بعد بدون عجله میاد سراغت: «خودت اعتراف می‌کنی یا باید کارآگاه‌بازی دربیارم؟»

اوتویا:
اوتویا جلوی آینه میره و همین که خودش رو می‌بینه، چند ثانیه ساکت می‌مونه... بعد می‌زنه زیر خنده. «نه باباااا! این دیگه خیلی خوبه!» حتی چند بار سرشو تکون میده تا خرگوشی‌ها تکون بخورن. بعد میاد پیشت: «باید اعتراف کنم، سلیقه‌ت بد نیست.» 😭🤣(معلومه_اممم بگذریم)

چارلز:
چارلز با دیدن موهاش اول چند ثانیه هنگ می‌کنه، بعد با ذوق میگه: «وایییی!برگاممم! من شبیه ...خرگوش شدممم؟!» سریع میره آینه رو نزدیک‌تر می‌کنه و شروع می‌کنه خندیدن. وقتی می‌فهمه تو بودی، با هیجان و خنده میگه: «فک نمیکردم توهم اهل شوخی کردن باشی ! وایی قیافه‌م خیلی مسخره شده!»

هوگو:
هوگو وقتی متوجه موهاش میشه، برخلاف انتظار خیلی آروم برخورد می‌کنه. جلوی آینه می‌ایسته، چند ثانیه بررسی می‌کنه و بعد یکی‌یکی کش‌ها رو باز می‌کنه. «بسیار خب... ظاهراً ینفر دیشب سرگرمی داشته.» بعد نگاهت می‌کنه و با لبخند کوچیکی میگه: «اعتراف میکنم،حرکت خلاقانه ای بود.»

نس:
نس به محض دیدن خودش توی آینه، واقعاً سرخ میشه. «اِااا هاااا؟... وایییی...» سریع سعی می‌کنه موهاشو باز کنه و وقتی تو رو می‌بینه، با خجالت میگه: «تو بودی؟!» بعد خودش هم خنده‌ش می‌گیره: «ولی... لطفاً دیگه از این کارا نکن، باشه؟» (بچه مظلومم عررررررررر)

کایزر:
کایزر اول با دیدن تصویر خودش توی آینه ابروش رو بالا می‌بره. «...چه جسارتی.» یکی از خرگوشی‌ها رو لمس می‌کنه و چند ثانیه با اعتمادبه‌نفس به خودش نگاه می‌کنه. بعد لبخند می‌زنه: «باید اعتراف کنم، حتی اینم بهم میاد.»(اعتماد به سقف رو از ایشون یاد بگیرید دخترام 💁🏻‍♀️🤦🏻‍♀️) و با خنده اضافه می‌کنه: «ولی بابت این کار، منتظر تلافی باش.»(نظرتونه فرار کنید؟!)

بانی:
بانی وقتی بیدار میشه اصلاً اول متوجه نمیشه. چند قدم راه میره، بعد موهاشو لمس می‌کنه و تازه می‌فهمه. جلوی آینه که میره، صورتش از خجالت سرخ میشه و با لبخند ضایع میگه: «اوه خدای من...» (omg🥸🤙)سریع کش‌ها رو باز می‌کنه و وقتی تو رو می‌بینه، فقط با یه نگاه مظلوم میگه: «تو واقعاً گذاشتی من با اینا از خواب بیدار بشم؟» 😭(پ ن پ🤓)

آریو:
آریو وقتی بیدار میشه اول با دست موهاشو مرتب می‌کنه و همون لحظه متوجه کش‌ها میشه. میره جلوی آینه و چند ثانیه با ناباوری نگاه می‌کنه: «...من واقعاً با اینا خوابیدم؟» 😭 بعد یکی از خرگوشی‌ها رو باز می‌کنه و میگه: «اصلا فریبنده نبود . خیله خب... کار کیه؟» وقتی می‌فهمه تو بودی، فقط سرتو نگاه می‌کنه و میگه: «حالا که میبینم...خیلیم بد نبود، ولی منتظر تلافی باش.»

خب خب...پایاننننن درخواستی هوففففف
ساعت ۴ صب دارم سناریو مینویسم...البته بعدا اپلود میکنم به هرحال .

موچ بهتون مراقب خودتون باشیددددد
حمایتا رو سر این کاری ندارم این مرامی باشه
فعلا بای باییییییی
#سناریو
#سناریو_درخواستی
#بلولاک
#قفل_آبی
دیدگاه ها (۱)

سناریو های بلولاک/قفل آبی

سناریو بلولاک/قفل آبی موضوع: چجوری بهمون اعتراف میکنندرخواست...

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط