‏هر وقت سرم را...
روی پاهای تو می گذارم...
از شدت آرامش و آسوده خیالی...
یاد این جمله‌ی از سفر
آمده‌ها می‌افتم
"هیچ‌جا خانه‌ی خود
آدم نمی‌شود...
دیدگاه ها (۱)

کِنارِت فَرقی نَدارِه‌ خورشید غُروب کُنِه یا طُلوع

‌‌‌‌‌‌‌‌نذار مثلِ بارونیہ عادت بمونمیا مثلِ خیابونیہ حالت بم...

چون تورا دیدم محالم حال شد

گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غم

این چند وقت جسمم نمی تونه همپای روحم پیش برهوقتی روحم هر لحظ...

"جاده" بهترین تسکین است ...آدم تمامِ دردهایش را فراموش می کن...

بعضے از آدم ها فقط مے رونـــــــــد امــا جاے خالیشان نمے رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط