از دلتنگیت کــجـــــا فرار کنمـــــ....؟

از دلتنگیت کــجـــــا فرار کنمـــــ....؟
کجـــــا بـــــروم کـــــہ صـــــدای آمدنت را بشنومـــــ.... ؟
کجـــــا بایستم که راه رفتنت را ببینمـــــ.....؟
کجـــــا بخوابم که صدای نفس‌هات بیایـــــد؟
کجـــــا بچرخم که در آغوش تو پیدا شومـــــ.....؟
کجـــــا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوے.....؟
کجایـــــے؟
کجـــــایـــــے که هیچ چیزی قشنگ‌تر از تماشای تو نیستـــــ....؟
کجـــــا بمیـــــرمـــــ
کـــــہ با بوســـــه‌های تو چـشـــــم باز کنمـــــ....؟
خــــــــــدا کُـــــــمَکَـــــم کُـــــن کـــــہ خـــــیـــــلـــــے خـــــســـــتــــہ اَمـــ..
دیدگاه ها (۱)

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

★彡   Part 30 彡★ ( رینا ) زانو هام رو داخل بغلم گرفتم. پتو رو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

P⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط