اینجا سرزمین واژه های وارونه است : جایی که <گنج> <جنگ> می

اینجا سرزمین واژه های وارونه است : جایی که <گنج> <جنگ> می شود.<درمان> <نامرد> و <قهقهه> <هق هق>! اما <دزد> همان<دزد> و <درد> همان <درد> ، <گرگ> همان <گرگ>... آری سرزمین واژه های وارونه،سرزمینی که <من> <نم> زده است،<یار> <رای> عوض کرده است،<راه> گویی <هار> شده و <روز> به <زور> می گذرد ... <آشنا> را جز در <انشا> نمی بینی و چه ... <سرد> است این <درس> زندگی، اینجاست که <مرگ> برایم <گرم> می شود ... چرا که <درد> همان <درد> است.
دیدگاه ها (۱)

من حرف می زنم و دلم شعر می شود در واژه های م...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

دستت را روی قلبم بگذار... ❤️آرام، درست همان‌جا که نام تو را ...

بعضی آدم‌ها را نمی‌شود از زندگی بیرون کرد…حتی وقتی رفته‌اند،...

سهراب سپهری

این پزشک ایرانی ساکن لندن، بهترین توصیف رو برای سلبریتی ایرا...

بسم الله الرحمن الرحیم ذهن معناتراش :معنا تراشیدن، کار ذهن ا...

⁨ بعضی شعرها را نمی‌خوانیم؛ زندگی‌شان می‌کنیم... این همان شع...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط