سر می‌گذارم روی بالشی که سردردها در تار و پود آن رخنه کرد

سر می‌گذارم روی بالشی که سردردها در تار و پود آن رخنه کرده اند...
شب‌بخیر آقا جان...
شب بخیر پایان دردسرهای بشریت!




#یا_مهدی_ادرکنی
#خاص
دیدگاه ها (۱)

شب، نام تو را بردم ... صبح، قاب چوبی پنجره شکوفه داده بود......

مهمترین افراد زندگیت کدوم ماه به دنیا اومدن؟مهر...شهریور..اب...

نیستی! و من کلکسیونر درد و رنج‌های مختلفم بیایی همه‌اش را ...

من هنوز همون بچه پر استرس دبستانیم معلم عاااالم!لبخند بزن! ...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

آقا جان...🕊دعای ندبه را می‌خوانیم و اشک می‌ریزیم، اما درد اص...

#دلنوشته_من «صد روز در مدارِ دلتنگی»صد روز گذشت. صد بار خورش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط