#دلنوشته_من

#دلنوشته_من

«صد روز در مدارِ دلتنگی»

صد روز گذشت. صد بار خورشید طلوع کرد و صد بار آسمان به غروب نشست، اما در تقویمِ دلِ من، زمان در ۱۰ اسفند متوقف شده است. انگار تمام این صد روز، یک‌جا و در یک لحظه سپری شده؛ با این حال، حتی یک ثانیه هم نبوده که یادِ او از ذهنم رخت بربندد.

می‌گویند زمان، حلالِ دلتنگی‌هاست؛ اما من فهمیده‌ام که گاهی زمان، فقط عمقِ این نبودن را بیشتر می‌کند. صد روز است که نامش، نگاهش و آن حضورِ پدری‌اش، نبضِ روزهایم شده است.

عجیب است؛ هرچه از آن روزها می‌گذرد، انگار ریشه‌ی این عشق در من عمیق‌تر می‌شود. یادِ شما با تار و پودِ وجودم گره خورده است؛ به گونه‌ای که این دوری، نه تنها از عشق نکاسته، بلکه آن را در من شعله‌ورتر کرده است.

آقا جان!
صد روز است که به یادِ شما نفس می‌کشم. به یادِ شما صبوری می‌کنم و در هر قدم، با تکیه بر یادِ شما پیش می‌روم. این دلتنگی، نه پایان می‌یابد و نه کمرنگ می‌شود؛ چرا که نامِ شما، حالا بخشی از هویتِ من و معنایِ عشقِ من به این سرزمین است.

صد روز است که ایران و سید علی خامنه‌ای را بیشتر دوست دارم.

خیلی دلتنگم، خیلی!!!

#رهبر_شهید
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
دیدگاه ها (۰)

جنوب لبنان / همین الان نیم ساعت بعد از پایان عملیات تنبیهی ✋...

#عملیات_نصر#یا_حیدر_کرار#آتش_بس_مصنوعی#حزب_الله_لبنان #انصار...

بمانبرای کسی که میداندمعنی ماندن را...♥️🫂#مبتلااصلا همین که ...

خواب رویایی part: ۶ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط