مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد

مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد
اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
ای دوست بیا منو از برج بیرون کن
که من کم طالعم ترسم از آهم آسمان سوزد
دیدگاه ها (۳)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

عاشقانه های شبنم

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

🔒قفلِ حسی… لحظه‌ای که حس ازراه می‌رسهنه باحرف، با هجومصورت ی...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم

شعر و غزل

گاهی آنچه مسیر یادگیری کودک را باز می کند، آموزش بیشتر نیست؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط