کافر به چشم‌های تو باور می‌آورد

کافر به چشم‌های تو باور می‌آورد
آن چشم‌ها که آه مرا بر می‌آورد

من در پی تو هستم و مردم پی بهشت
ایمان شهر، کفر مرا در می‌آورد !

عطر تو خوش‌تر است از آن عطرها که باد
از سوی باغ‌های معطر می‌آورد

آتش بزن به خاطره‌هایی که در قفس
پرواز را به یاد کبوتر می‌آورد

عاشق شدم، که تلخی ایام سرنوشت
بی یاد عشق، حوصله را سر می‌آورد
دیدگاه ها (۱)

همدم خار می شوم !بی کس و یار می شومبر سردار می شوم ، باز مقا...

درقلب من خسته بجزتو احدی نیستهرکس که بیاید به قیاست "عددی" ن...

من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر دو لبریز غزل، غرق گل افشان...

گفت دیده ست مرا؛ این که کجا یادش نیستهمه چیزم شده و هیچ مرا ...

#نیایش_صبحگاهی به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عق...

قصه تلخ از عشق

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط