.

.
.
می خواهم از چشمان تو تصویر بردارم
یعنی نگاهت را به ذهنم خوب بسپارم
.
دریا؟ چمن؟ خورشید؟ نه ! یک آسمان؟ شاید ...
سخت است روی چشمهایت اسم بگذارم!
.
دل می برد امواج مغناطیس چشمانت
وقتی که در گردابِ احساست گرفتارم
.
یادم نمی آید ...چه می گفتم؟ کجا بودم؟
اصلا به تو گفتم که خیلی دوستت دارم؟
.
با تیر باران نگاهت زندگی زیباست
سرخوش ترین اعدامی ام وقتی تو را دارم
.
از یاد بردم هرکه هستم را کنار تو
دارم نگاهت می کنم شاید به یاد آرم!
.
یاد تو شبها در دلم خورشید می کارد
زیر نگاه ماه تو تا صبح بیدارم
.
پروانه ی شعرم، اسیر شعله ی یادت
تصدیق کن زیبایی ات رامثل اشعارم.
دیدگاه ها (۷)

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

عاشقانه های شبنم

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

نشان سوخته.

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...حالا اروم تر شده بودم،یا...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط