عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
می‌دانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانی‌ای بود، فقط من و خودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لب هایم آبی شده،
می‌خواستم بگویم برای این‌که او آبی می‌نویسد.
همیشه آبی...
#استیو_تولتز #مدل_لباس
دیدگاه ها (۳)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

فیک

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

رمان انتقام ازدواج کامل

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

One

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط