عاشورا بود و آسمان شد کفنت

عاشورا بود و آسمان شد کفنت

لبریز ز گل‌ زخم ستاره بدنت

گیرم که سر تو را به نیزه کردند

زیر سم اسب‌ها چه می‌کرد تنت!
دیدگاه ها (۳)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

خانه دوست كجاست؟در فلق بود كه پرسيد سوارآسمان مكثی كردرهگذر ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

پارت بیست و یکم

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۶ در طبقه بالاتر، آن...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط