خانه دوست كجاست؟

خانه دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثی كرد
رهگذر شاخه نوری كه به لب داشت
به تاريكی شن ها بخشيد و به انگشت
نشان داد سپيداری و گفت
نرسيده به درخت
كوچه باغی است كه از خواب خدا
سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
ميروی تا ته آن كوچه
كه از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهايی می پيچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاويد اساطير زمين می ماني
و تو را ترسی شفاف فرا می گيرد
در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:
كودكی می بينی
رفته از كاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست كجاست.

#آسمان‌لاجوردی
#فکر‌و‌ذکر
#خانه‌دوست
#سپیدار
#نوراااسادات
#قم
دیدگاه ها (۱)

و نمازهایم تیمارخانه زخم های من است زخم شکستن عهد إِیَّاکَ ن...

به نظرم رفتار بعد اشتباه از خود اشتباه مهم‌تره#کهکشان‌نیستی#...

خانه دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.ره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط