عارفی را ديدند مشعلى و جام آب در دست !پرسيدند کجا ميروی ؟

عارفی را ديدند مشعلى و جام آب در دست !پرسيدند کجا ميروی ؟ گفت:ميروم با اين آتش بهشت را بسوزانم و بااين آب جهنم راخاموش کنم تا مردم خدارافقط بخاطر عشق به او بپرستند،نه بخاطر طمع به بهشت و ترس ازجهنم!
دیدگاه ها (۱)

the end-part 1

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

فیک تهیونگ. دوباره تو

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p3 اخر(اسلاید بعدی کلیپی ب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

KIM V

عارفی را ديدند مشعلى و جام آب در دست !پرسيدند کجا ميروی ؟ گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط