بچه که بودم

بچه که بودم
از در و دیوار بالا میرفتم و عاشق کشف و تجربه هر چیز جدیدی (بماند که هنوزم زندگی با ریسک و چالش و عطش تجربه های جدید رو ترجیح میدم )
تو حیاط خونمون چند تایی درخت مرکبات داشتیم و یه درخت زردآلو ،که خوب تنه ی درخت زردآلو یه جوری بود که میشد ازش بالا رفت و من برای خودم یه جایی لا به لای شاخه ها پیدا کرده بودم که میرفتم میشستم اونجا و یه دفتر داشتم که توش از حسم می‌نوشتم .
اون روزا درس کردن بادبادک کاغذی که بهش( مرغ هوا هم میگفتیم) جز تفریحات تابستونای ما بود
یه بعد از ظهر تابستونی که یادم نیس دقیق شاید ۹ سالم بود یه بادبادک کاغذی درس کردم و بردم تو حیاط که بفرستمش بره تو آسمون و با پروازش و دیدن حرکت اون دنباله ، کلی از هنر خودم لذت ببرم
اما اونروز از باد هیچ خبری نبود
بنابراین فکر کردم اگه برم بالای درخت احتمالا اونجا اوضاع بهتره ،بالای درخت بودم و در حال پیدا کردن موقعیت مناسب برای پرواز بادبادک
که یه لحظه پایین رو نگاه کردم و چشمم افتاد به یه زنبور خیلی درشت که نشسته روی مچ پام
دیدن زنبور همانا و یهو از اون بالا پایین پریدن من همانا ،بله پریدم پایین و مچ پام پیچ خورد
تا چند وقت هر کی میدید می‌گفت چیشده
میگفتم از درخت پریدم پایین
و همه با نگاه متعجب میگفتن آخه تو بالای درخت چیکار میکردی ؟!😂
حالا حکایت این عکسه که پارسال تو سفرم به ایلام تو دل این صخره فضایی دیدم که میشد رفت نشست اون تو .......پس رفتم نشستم ...
.
.

و این روزا چقدر دلم برای سفر کردن تنگ شده
برای کشف و دیونگی کردن ... 🙁
.
.
. #این_من_هستم #سپیده #مسافر #ایلام #تنگه_رازیانه #نوروز۹۸ #بادبادک #لبخند #دلیل_لبخند_باش #ایران # #iran #ilam #this_is_me #be_cause_of_smile #smile #traveler #travelphotography #travel #
دیدگاه ها (۱)

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

محو زیبایی او پارت ۳۹ویو رزا یهو گرگ هارو دیدم با کاور ابی و...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط