bibak
۲۴۵
پسند
رسم غریبے بود...
رسم غریبے بود...
هم آغوشے چشمان من و تو
خواستیم قصــه غربت را
به پایان ببریــم
قصــه دلتنگے آغاز شد
آرے..
شهـــر نگاهــت
عجیب غریــب نواز بود
دانلود
۴۴۴
۰۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۲
)
#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...
کاشکی تاریکی میرفت فردا میشد صبح میشد چشمون تو پیدا میشد...
وقتی لب تو خنده زد
از فاطمیه میتوان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...
حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دلشکستهی من...مادرِ جوانِ من......
سالهاست که تقویمها دیگر اسم تو را ورق نمیزنند و ساعتها د...
عاشقانه های شبنم
.#دلیاخــــــــلاقم ............... حکم ميکــــــنه.........
گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطرهای...ف...
My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین