آدمـیزاد

آدمـیزاد
بین تـــــمام آشناهاےِ دور و نزدیڪـــــش
یڪ غریبْ
یڪ ناآشناےِ نزدیڪ مـــــیخواهد
براے وقت هاےِ دلتنگیش
ڪہ پیشِ او
غصہ هایش را آرام آرام زنده ڪند
ناآشنایی ڪہ هیچ نگـــــوید
ڪہ هیچ نپـــــرسد ...
دیدگاه ها (۱)

بهــم گفـت:  شعـرات بـوی پاییـز میـده بـوی بـرگایِ خیـس خـور...

موسیقی

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

p30

چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:7نور صبحگاهی به آرامی از پش...

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط