چقدر با انتظار آمدنت

چقدر با انتظار آمدنت


قهوه سفارش دادم


جور تنهایی ام را


فقط مرد گارسون کشید


و من هر بار قهوه ی سرد را


تلخ قورت دادم


تو همیشه قرار بود


یک ربع دیگر اینجا باشی!!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

منعادت کرده امهر صبحقبل از باز شدن چشم هایمدوستت داشته باشمو...

تــــــــــوانتخاب مـن نبــودیسرنوشتــم بــودیتنها انــگیـزه...

دلیـــل تلخی ام را نپــرسهـزاران دلــیل دارد امـا تنهـــایی ...

بـه دنـبـال آرزوهــایــــم خــواهـم رفــــتعـــهـــد بـ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»باباجونم…می‌دانی؟ خانه هن...

Part 11<ویو نونا> اصلا میرم تو اتاق جیهوپ میخوابم کوک: تو غل...

بوسه مرگ "پارت ۳۷"چند دقیقه بعد، گارسون با یک سینی به سمت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط