در کوچه ای وارد میشدم

در کوچه ای وارد میشدم
پیری از کوچه درآمد
پیر گفت: نرو
بن بست است
گوش نکردم رفتم
بن بست بود، برگشتم
سرکوچه که رسیدم
پیر شده بودم !
قدر تجربه های
بزرگترهارو بدونید...
دیدگاه ها (۲)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم بیست و ســو...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۱۵ دقیقه ی شب_جونگکوک:بعد از ۱۷ ساعت کار و د...

The Unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p20نینا از اتوبوس پیاده شد.هوا رو به تاری...

پارت ۱صبح ساعت 6:30بیدار شدم چون به بابام قول داده بودم یه س...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط