کسی که جای نفس های خسته آه نوشت

کسی که جای نفس های خسته آه نوشت
چقدر آخر این قصه را سیاه نوشت
کشید زندگی َم را به چاله های عمیق
و بعد آمد و از معجزات چاه نوشت
برای تشنگی َم آب را نشانم داد
به پای خواهش من خرمن گناه نوشت
همیشه جای تو در بند عشق خالی بود
که بی مقدمه از اعتلای ماه نوشت
هنوز با تو شدن یک محال شیرین است
ولی برای همان هم هزار راه نوشت
تو را به خاطر من آفریده بود اما
درون دفتر تقدیر اشتباه نوشت
دیدگاه ها (۵)

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #زیبا #خاص #حرف_دل #انگیزشی#سخن #سخن...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط