قصیده طلاق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش آنقدر لو

قصیده طلاق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش آنقدر لوس و ننر شد که سپردم به ننش!
دیدگاه ها (۲۴)

والا!

ای کاش زندگی دنده عقب داشت!

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺷﺒﺪﺭ ﺧﻮﺭﺩﻯ؟ ﺍﮔﻪ ﻧﺨﻮﺭﺩﻯ ﺷﺐ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﺭﻡ ﺑﺨﻮﺭﻯ

دیروز می خواستم یه گل زیبا برات بخرم رفتم داخل به فروشنده گف...

#شعر_نو 🍃یا رب آن یوسُف گم گشته به من بازرِسانتا طرَبخانه کن...

پارت 116

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط