قالی بزرگی است زندگی...

قالی بزرگی است زندگی...
که تو می بافی و من می بافم و او می بافد
همه بافنده ایم
می بافیم و نقش می زنیم
می بافیم و رج به رج بالا می بریم
می بافیم و می گستریم
دار این جهان را خدا به پا کرد.
و خدا بود که فرمود: ببافید و آدم نخستین گره را بر پود زندگی زد.
هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت.
چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد
آمیزه ای از زیبا و نا زیبا...
سایه روشنی از گناه و صواب...
گره تو هم بر این قالی خواهد ماند
طرح و نقشت نیز...
وهزارها سال بعدآدمیان برفرشی خواهند زیست که گوشه ای ازآن را تو بافته ای
کاش گوشه ای ازقالی زندگی رو زیبا تر ببافیم ....
دیدگاه ها (۱)

دلگرم ساز باران ، گاهی گل بهارم پاییز مبتلا را گاهی به دل د...

هرموقع چون کودکی ...خسته شدی از بازیهای زندگییا که دلت شکست ...

خیال میکنمدر آب های جهان قایقی ست ومن، مسافر قایق، هزارها سا...

دلتنگیم را ...به باد خواهم سپرد ،و غمم رابه دوش کوه،و اشکم ر...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

🌿🌸✨ طبیعت گلستان؛ آمیزه‌ای از رنگ، زندگی و آرامش 🏞️💚🦋🌳🌿 جایی...

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

ادامه پارت ۲۸

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هفتم: آتشفشانِ سرکوب‌شدهاون کل...

تکاپو پارت 90:بخواب... لطفا... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور کم‌رنگ صبح، آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط