.

.
دیشب خدا صدام کرد و گفت :
خوابی؟
عشقت داره قربون صدقه یکی دیگه میره...
داره ب یکی دیگه میگه دوستت دارم اون وقت تو راحت خوابیدی؟
لبخندی زدمو گفتم : خدایا انگار تو خوابی خبر از رسم دنیای خودتم نداری
دیدگاه ها (۲)

ادامهانیا میاد بیوفته.........لوکاس می گیرت.شدامیان از عصبان...

«سناریو بلولاک» موضوع: به عنوان پارتنر! ایساگی: بچه مظلومه ه...

پارت ۹|بازی بدون بازگشت ته از جایش بلند شدنفس عمیقی کشیدته:پ...

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁵رفتم پایین که دیدم یونگی با ماد...

تک پارتی از جونگکوک.

I fell for my doctor-part 8

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط