اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست...به من نگو ک

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست...به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم...مگر میشود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟مگر ماهی بیرون از اب میتواند نفس بکشد؟؟؟بگو معنی تمرین چیست؟؟؟بریدن از چه چیز را باید تمرین کنم؟؟؟بریدن از خودم را؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

#کپشن

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

#pain#P¹⁰²#Season²+ بهم نگاه کن و حرفت رو بزن! جونگکوک نفسش ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۷☆{اسلاید دو انگشترا}ویو ا/ت:صبح ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط