نداری،

نداری،
خبر ز حال من نداری
که دل به جان نمی سپاری
سحر ندارد این شب تار
مرا به خاطرت نگهدار
مرا به خاطرت نگهدار......
دیدگاه ها (۱)

زِ جَهان مانده فَقَط جان که مَرا تَرک کُند مَن چِنانَم که مَ...

عاشقانه های شبنم

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

زیبااا زیبایی!!! به دیدن دلم نمی آیی.!؟ من و شب و فراق وتنها...

مرا،دمی‌ ز کمندِ غمترهایی‌ نیست؛که‌ بوده‌ این‌ دل‌ مادم‌ به‌...

عاشقانه های شبنم

دل خوش باور من اسیر بخت بده پیر شدم ز روزگار این حال بدبخت م...

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

با هم کلمه ای بشنویم

𓂃ִ͜.❀ ִֶָ𓆩🪔🌙𓆪𓂃ʚଓ͜𓂃اونجا که شهریار میگه:که لسان غیب خوشتر بنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط