یاد من باشد ...

یاد من باشد ...

یاد من باشد که فــردا دم صبح
به نسیم از سر مهــر سلامی بدهم
و به انگشــت نخی خواهم بست
که فراموش نگردد فــــــردا
با همه تلخی و نـــاکامی ها
زنـــدگی شیرین است!
و به شکرانه دیدار نسیم هر صبح
زنــدگی باید کرد ...
دیدگاه ها (۲)

دلم برای شور وشوقهای کودکانه تنگ شده دلم برای سادگی ونشاط ...

پنجره ات را باز كن: جيره ى شهريورت دارد به اتمام مى رسَد، ...

من به تو خنديدم چون كه مي دانستم تو به چه دلهره از باغچه ه...

اطمینان: روزی اهل روستا تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنن...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

در انتظار دومین دیدار پارت ³و در نهایت موهای ابریشمی خود را ...

به‌یمنِ تلخیِ هجران، وصال شیرین است...امیر المومنین:الهجرانُ...

P9جئون چند ثانیه به پنجره خیره ماند. چراغ بخش غربی هنوز روشن...

در انتظار دومین دیدار پارت ¹داستان از اونجایی شروع شد که سلی...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط